کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
آب و آتش نسبتی دارند جاویدان مثل شب با روز، اما از شگفتیها ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما آتشی با شعلههای آبی زیبا آه...... آب و آتش نسبتی دارند دیرینه آتشی که آب میپاشند بر آن، می کند فریاد ما مقدس آتشی بودیم، بر ما آب پاشیدند آبهای شومی و تاریکی و بیداد خاست فریادی، و درد آلود فریادی من همان فریادم، آن فریاد غم بنیاد هر چه بودو هر چه هست و هر چه خواهد بود من نخواهم برد، این از یاد کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند گفتم و میگویم و پیوسته خواهم گفت ور روَد بود و نبودم همان گونه که رفته است و می رود بر باد مهدی اخوان ثالث
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۰ساعت
15:27 توسط ******|
آخرين مطالب
| Design By : Pars Skin |
