کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
ز عشق و عاشقی نامی نمانده زمانه پرده بر دلها کشانده درخت عشق را دیگر ثمر نیست دگر از بلبل عاشق خبر نیست نمی آید دگر آوای بلبل تو گویی محو گشته زین جهان گل نمی فهمد کسی معنای تب را تب عشق و نوای مرغ شب را نمیخواهد کسی گلهای عاشق نمی داند کسی راز شقایق نمی آید صدای تیشه ی عشق زمان تیشه زده بر ریشه ی عشق نمی آرد صبا دیگر پیامی ز یار بی وفا حتی سلامی شده مرداب دلها از جدایی شده پاییز زرد آشنایی #منصور
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰ساعت
20:49 توسط ******|
آخرين مطالب
| Design By : Pars Skin |
