کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
یک شاخه ی خشک ، زار و غمناک ، شکست شاعر : کارو به یاد دوست عزیزی که سالها گذشت و هیچوقت رفتنش باورم نشد. همیشه این شعر ورد زباش بود.انگار که میدانست پایانش را . شاید یک پایان خود خواسته یا یک حس الهام شده درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همین! بی تو بودن، درد دارد!می زند من را زمین می زند بی تو مرا،این خاطراتت روز و شب درد پیگیر من است، صعب العلاج یعنی همین! فریدونمشیری جملهء بی قراریَت از طلب قرار توست طالب بی قرار شو تا که قرار آیدَت مولانا شرح : حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است و باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آن که با خبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود آی.... ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چه قدر زود دیر می شود شاعر قیصر امینپور شب سردیست و من با دل سرد به خودم میگویم: خبری نیست، بخواب! باز هم خواب محبت دیدی حمید مصدق سرزمین مادری، رویای اجدادی کجاست؟ ما به گرد خویش میگردیم آه ای ساربان! ای رسولِ عقل! ما را بگذران از نیلِ شک! خندههای عیش ما جز خودفراموشی نبود! باد در فکر رهایی روی آرامش ندید! فاضل نظری
آهسته فروفتاد و بر خاک نشست
آن شاخه ی خشک ، عشق من بود که مرد
وان خاک ، دلم ... که طرفی از عشق نبست
افسوس که گشت زیر و رو خانه ی من
مرگ آمد و پر گشود در لانه ی من
من مردم و زنده هست افسانه ی عشق
تا زنده نگاهدارد افسانه ی من
به جای آن که از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم، سعی می کنیم با عکس گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم.
می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم.
.دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم.
دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند .
در همه اینها ما دنبال "ثبات" و "قرار" هستیم و از این بابت، متحمل رنج، ناآرامی، اضطراب و ناامنی می شویم.
. اگر جرأت داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگ و پایداری میرسیم.

مردم این شهر میپرسند آبادی کجاست؟
آرمانشهری که قولش را به ما دادی کجاست؟
گر تو موسی نیستی موسای این وادی کجاست؟
این هم از مستی که فرمودی! بگو شادی کجاست؟
راه بیرون رفتن از زندان آزادی کجاست؟
| Design By : Pars Skin |
